چه شد آخر قسم هایت؟؟

... بگذار هر چه از دست میرود برود ! آنچه را میخواهم که به التماس نیالوده باشد

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بو
دن....

 

نوشته شده در ۹۴/۰۴/۰۷ساعت ۲:۱۹ قبل از ظهر توسط e h s a n| |

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست

و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست

زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال

صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع

در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است

کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم

ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست

آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست

ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

جلوهٔ صبح و شکرخند گل و آوای چنگ

دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست

جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق

موج را آسودگی در بحر بی پایان نیست...

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۱۳ساعت ۴:۵۴ قبل از ظهر توسط e h s a n| |

در آسمون دل من، پرنده پر نمیزنه
به کلبه غم زده ام محبت سر نمیزنه
یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه
هر چی غمه مال منه، بدتر زغم حال منه
هرجا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه
خاطرات تلخ رفته همه جاست همسفرم
کاشکی من گذشته ها رو بشه از یاد ببرم
غم همیشه با منه مثله همزاد منه این طلسم نمیشکنه
یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه
هرچی غمه مال منه بدتر زغم حال منه
هرجا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه
به هرکسی رسیدم دلمو سوزونده
هر روز با یک بهونه چشممو گریونده
دلم میخاد که برم جای بی نشونی
برای من امید موندنی نمونده
دیگه وقته رفتنه، وقت دل بریده
یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه
هر چی غمه مال منه، بدتر زغم حال منه
هرجا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه

 

 

نوشته شده در ۹۳/۱۰/۲۷ساعت ۲:۱۸ قبل از ظهر توسط e h s a n| |

 

مثل تموم عالم ... حال منم خرابه  ...مثل تموم بختا بخت منم تو خوابه ...سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره  ...طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره ...حالی واسم نمونده ...دنیا برام سرابه ...داد میزنم که ساقی ...می خونه بی شرابه ...یادی نکردی از من رسم رفاقت این نیست ...اشکی برام نریختی عشق و صداقت این نیست ...دشمن راه دورم درد دلم زیاده ...جاده بجز جدایی هیچی به من نداده........

 

 

نوشته شده در ۹۳/۰۶/۲۵ساعت ۱:۰ قبل از ظهر توسط e h s a n| |



ای لعنت.................

هزار کلمه بر جای خالی ات ریختم...امــــــــــــــا پـــــر نشد........



نوشته شده در ۹۲/۱۰/۱۷ساعت ۱۹:۲۴ بعد از ظهر توسط e h s a n| |




عزیزم بخدا دست بالای دست بسیار است.......مراقب باش!


نوشته شده در ۹۲/۰۹/۲۲ساعت ۲۲:۴۴ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



کسی که خزان برگ های پاییزی را درک کرده باشد

به نیرنگ گل های رنگارنگ دل نخواهد بست

نوشته شده در ۹۲/۰۹/۱۶ساعت ۰:۱ قبل از ظهر توسط e h s a n| |

تا که بودیم ؛ نبودیم کسی

                                         کشت ما را غم بی همنفسی

تاکه رفتیم ؛ همه یار شدند            

                                               خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آینه بدانیم چو هست

                                           نه در آن وقت که اقبال شکست





نوشته شده در ۹۲/۰۹/۰۷ساعت ۲۲:۷ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



از روی کینه نیست اگر  خنجر به سینه ات میزنند...

این مردمان تنها  به شرط چاقو دل می برند



نوشته شده در ۹۲/۰۹/۰۶ساعت ۲۲:۴۴ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



از من گفتن بوووود

 

در این دنیا به هیچ کس وابسته نباش ..

حتی سایه ات در هنگام تاریکی تو را ترک خواهد کرد!!

نوشته شده در ۹۲/۰۸/۲۴ساعت ۲۱:۲۷ بعد از ظهر توسط e h s a n| |


دلت رو خوش نکن به این"  دوستت دارم " ها !!!


به خدا تمامشان تاریخ مصرف دارند...باور کن....



نوشته شده در ۹۲/۰۸/۲۴ساعت ۲۱:۰ بعد از ظهر توسط e h s a n| |


Bir gidene kal demem asla
İki ezdirmem kendimi aşka
Üç düşman olup ayrılmak yakışmaz
Sana son sözüm iyi şanslar
Zorla tutamam gidene yol yakışır
Aşk bir kalp yarasıdır zamanla unutulur
Senle ayrıldık ne denir ki hayırlısı
Gönlümün kapısını yeni bir aşk çalabilir
Yanmam yıkılmam senin ardından yar
Öteki aşıklardan büyük farkın var



نوشته شده در ۹۲/۰۸/۱۰ساعت ۲۲:۶ بعد از ظهر توسط e h s a n| |


آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را سیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است ...
خندید به سادگیم آیینه وگفت
احساس پاک؛ تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی سال ها دیر کرده است....



نوشته شده در ۹۲/۰۷/۲۵ساعت ۲۲:۳۵ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



آدم ها تنها که نباشند می روند

تنها که می شوند برمی گردند

وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند:

هِــــــــــررررِی



نوشته شده در ۹۲/۰۷/۱۷ساعت ۲۱:۱ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



گمشده این نسل اعتماد  است نه اعتقاد !

امــــــــــا افـــســـــــــــــــوس که

 نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتماد.........


بنازم غیرت غم را که دمی نگذاشت تنهایم....




نوشته شده در ۹۲/۰۷/۰۳ساعت ۲۲:۴۹ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



این روزها که میگذرد شاید اسم اش زندگی باشد...

شاید...



نوشته شده در ۹۲/۰۷/۰۳ساعت ۲:۲۵ قبل از ظهر توسط e h s a n| |



دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم.کم رنگ است ولی دو رنگ نیست





نوشته شده در ۹۲/۰۶/۲۳ساعت ۱:۴۹ قبل از ظهر توسط e h s a n| |



محبت به نامرد ، کردم بسی
محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست
که دردی چو دیدار نامرد نیست

نوشته شده در ۹۲/۰۶/۱۷ساعت ۲۲:۱۳ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



آنقدر به روزهای تلخ عادت کردم که وقتی میخندم ؛ قلبم تیر میکشد.....




نوشته شده در ۹۲/۰۶/۰۱ساعت ۱:۵ قبل از ظهر توسط e h s a n| |


توی اسمون دنیا هر کسی ستاره ای داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

واسه من واسه من تنهایی "  درد"....  درد هیچکس رو نداشتن

هر گل پژمرده ای رو توی کویر سینه کاشتن

دیگه باور کردم که باید تنها بمونم

تا دم لحظه ی مردن  شعر تنهایی بخونم



نوشته شده در ۹۲/۰۶/۰۱ساعت ۰:۴۲ قبل از ظهر توسط e h s a n| |

 


ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﯾﮏ ﻓﺮﯾﺐ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻮﭼﮏ
ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ
ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ.

نوشته شده در ۹۲/۰۵/۲۶ساعت ۲۲:۲۳ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



خسته شدم از مردن  ....!!!!



نوشته شده در ۹۲/۰۵/۲۳ساعت ۲:۲۶ قبل از ظهر توسط e h s a n| |




اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن ؛ اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم



نوشته شده در ۹۲/۰۵/۱۴ساعت ۲۳:۵ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



خسرو شکيبايي مي گفت:

بعضي وقت ها يکي طوري مي سوزونتت
که هزار نفر نميتونن خاموشت کنن،

بعضي وقت ها يکي طوري خاموشت ميکنه
که هزار نفر نميتونن روشنت کنن.

زمانه ايست که خيلي چيزها آنطوري که بود يا بايد باشد نيست.
روحت شاد




نوشته شده در ۹۲/۰۵/۰۷ساعت ۰:۵۳ قبل از ظهر توسط e h s a n| |



همیشه روزهایی هست که انسان در آن، کسانی را که دوست
می داشته است بیگانه می یابد





نوشته شده در ۹۲/۰۵/۰۵ساعت ۱۹:۳۴ بعد از ظهر توسط e h s a n| |




افسوس که .......


ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ
ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ،ﻣﺸﺨﺺ ﺷﻮﺩ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ
ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮎ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ
ﺍﯼ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ
ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕِ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ !
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ !
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ



نوشته شده در ۹۲/۰۴/۳۱ساعت ۱۴:۴۰ بعد از ظهر توسط e h s a n| |




مراقب باش به چه کسی اعتماد میکنی...

شیطان هم زمانی فرشته بود.....



نوشته شده در ۹۲/۰۴/۲۱ساعت ۲۲:۲۷ بعد از ظهر توسط e h s a n| |



طناب را به گردنم انداختند.
گفتند: آخرین آرزویت؟
گفتم:دیدار یار!
گفتند:خسته است، تا صبح طناب بافته...!




نوشته شده در ۹۲/۰۴/۲۱ساعت ۲۲:۱۳ بعد از ظهر توسط e h s a n| |




اینجا زمین است و زمین گرد...
تویی که مرا دور زدی،فردا روز هم باز به من خواهی رسید...
آن روز،حال و روزت دیدنیست..


نوشته شده در ۹۲/۰۴/۱۹ساعت ۱۰:۲۷ قبل از ظهر توسط e h s a n| |




مردم عوض شدن، زمونه عوض شده، ميدوني، اين روزها وقتي با يه نفر دست ميدي بعدش بايد انگشتات رو هم بشماري و ببيني که هر 5 تا رو پس گرفتي یا نه...



نوشته شده در ۹۲/۰۴/۱۶ساعت ۲۲:۱۸ بعد از ظهر توسط e h s a n| |


حق کپی رایت -2006-2011 © وبلاگ سکوت شکسته تنهایی -